جولای 27, 2021
درمان اختلال شخصیت مرزی

درمان اختلال شخصیت مرزی

درمان اختلال شخصیت مرزی

بیماران مبتلا به اختلال شخصیت مرزی در مرز روان نژندی و روان‌پریشی قرار دارند و مشخصه آن‌ها ناپایداری حالت عاطفی، خلق، رفتار، روابط ابژه‌ای، و خودانگاره آن‌هاست. افراد مبتلا به این اختلال، خودانگاره (خودپنداره‌ی) بسیار بی‌ثباتی دارند، روابط میان‌فردی‌شان نیز بسیار بی‌ثبات است. آنان معمولاً سابقه‌ی روابط شدید، اما پرآشوب دارند که معمولاً آرمانی‌کردن مفرط دوستان یا معشوق‌ها را شامل می‌شود اما بعداً به‌سرخوردگی و ناامیدی می‌انجامد.

خشم شدید و نشانه‌های بی‌ثباتی عاطفی و اقدام های مکرر به خودکشی ویژگی های مهم این اختلال است.
بی‌ثباتی عاطفی آنان همراه با سطح بالای تکانش‌گری، اغلب به رفتارهای خود ویرانگری مانند (رانندگی بی‌باک) منجر می‌شود.
اقدامات خودکشی، اغلبه شکل فریبکارانه، بخشی از تصویر بالینی این اختلال است. با این‌حال، این‌گونه اقدامات همیشه فریبکارانه نیستند. جرح خویشتن، ویژگی دیگر این اختلال است. رفتار صدمه‌زدن به خود، با رهایی‌یافتن از اضطراب یا ملالت ارتباط دارد.

این افراد، حساسیت زیادی به شرایط محیطی دارند. آنان ترس‌های شدید مربوط به طرد و رهاشدگی و خشم نامناسب را، حتی در حین مواجهه با یک جدایی کوتاه‌مدت واقع‌گرایانه و یا هنگامی‌که تغییرات غیرقابل اجتناب در نقشه‌ها پیش‌می‌آید، تجربه می‌کنند.

درمان اختلال شخصیت مرزی

درمان اختلال شخصیت مرزی

این افراد ممکن است بر این باور باشند که رهاشدگی یا طرد به‌طور تلویحی به این معناست که آنان «بد» هستند. این ترس‌های رهاشدگی، با عدم تحمل تنهایی و نیاز به بودن با دیگران رابطه دارد. کوشش‌های بی‌وقفه‌ی آنان برای اجتناب از طرد و رهاشدگی، ممکن است شامل اعمال تکانشی همچون آسیب‌زدن به خود یا رفتارهای انتحاری باشد.

تشخیص افتراقی

اختلال شخصیت مرزی، اغلب با اختلال‌های خُلقی به‌طور هم‌زمان رخ‌می‌دهد و هنگامی‌که ملاک‌های هر دو اختلال مطابقت کنند، می‌توان هر دو تشخیص را مطرح کرد. چون جلوه‌ی مقطعی اختلال شخصیت مرزی ممکن است شبیه یک دوره اختلال خلقی باشد، متخصص بالینی نباید صرفاً بر مبنای تصویر مقطعی و بدون داشتن اطلاعات مستندی که نشان‌دهنده این الگوی رفتاری باشد، تشخیص اختلال شخصیت مرزی را مطرح کند.

علل اختلال شخصیت مرزی

در مورد علل این اختلال شخصیت به عوامل ژنتیک و مغزی و علل اکتسابی یا تجارب ناشاد در دوران کودکی اشاره شده است که به نظر برخی روانشناسان هردو عامل و تعامل آن در ایجاد این اختلال نقش دارد.اما نقش تجارب دوران کودکی خصوصاً سه سال اول عمر بسیار مهم است. بی ثباتی مادر به دلائل مختلف، طرد کودک و عدم وجود دلبستگی امن در دوران کودکی، درگیری بین والدین، تنبیه کودک و بی توجهی به احساسات او، طلاق والدین، والدین گرفتار و ناسازگار و…از علل اصلی این اختلال شخصیت است.

رفتار درمانی دیالکتیکی یا DBT چیست؟

رفتار درمانی دیالکتیکی (DBT) نوعی روان درمانی برپایه‌ی رویکردهای شناختی-رفتاری است که بر ابعاد روانشناختی درمان تمرکز دارد. این رویکرد بر مبنای نظریه‌ای‌ست که می‌گوید: برخی انسان‌ها نسبت به برخی موقعیت‌های احساسی، واکنش‌های شدید‌تر و خارج‌ از قاعده نشان می‌دهند؛ به‌ویژه در روابط عاشقانه، خانوادگی و دوستانه. برمبنای نظریه‌ی DBT برخی افراد در موقعیت‌های این‌ چنینی بسیار سریع‌تر از افراد عادی برانگیخته می‌شوند، در نتیجه محرک‌های احساسی بیشتری در آنها فعال می‌شود و به زمان خیلی بیشتری برای بازگشت به حالت عادی نیاز دارند.

افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی دچار تغییرات شدید احساسی می‌شوند، معمولا دنیا را سیاه و سفید می‌بینند و به‌نظر می‌رسد همیشه درحال گذر از بحرانی به بحران دیگر هستند. معمولا عده‌ی کمی ممکن است چنین واکنش‌هایی را درک کنند، بنابراین آنها پشتوانه‌ای برای کنار‌آمدن با این تغییرات ناگهانی و هجوم شدید احساسات ندارند. DBT روشی است که مهارت‌هایی را به افراد می‌آموزد که به آنها برای کنار‌آمدن با چنین موقعیت‌هایی کمک می‌کند.

بخش های رفتار درمانی دیالکتیکی

  1. روان‌ درمانی انفرادی هفتگی
  2. رفتار درمانی گروهی هفتگی

تفاوت اختلال شخصیت مرزی و دوقطبی

اختلال شخصیت مرزی
این عبارت معرف یک اختلال شخصیتی است که در آن فرد دچار نوسانات خلقی زیادی می‌شود. به گفته‌ی شانزر، “یکی از فاکتورهای اصلی این اختلال، دیدن دنیا به صورت سیاه و سفید است، پس هرچیزی در یک سمت طیف قرار می‌گیرد؛ یا در نهایت خوب، و یا در نهایت بد. اغلب افرادی که از این اختلال رنج می‌برند، دارای روابط اجتماعی ناقص می‌باشند.”

نشانه‌های BPD شامل این موارد است:

  • درگیر شدن در رفتارهای مضر و ناهنجار
  • عدم ثبات احساسی
  • ترس از تنها شدن
  • داشتن نگاه‌های سفت و سخت و متعصبانه به افراد و دنیا
  • داشتن افکار خودکشی به صورت مزمن، یا تلاش برای انجام آن

اگرچه این اختلال تا پایان عمر همراه فرد خواهد بود، راه‌هایی وجود دارد که برخی از رفتارهای مرتبط به آن را مدیریت، کنترل و حتی درمان کرد.

اختلال دو قطبی
اختلال دو قطبی یک اختلال خلقی است که از تغییرات حالات خلقی، همراه با بازه‌های زمانی تشکیل شده که فرد در آن احساس جنون یا افسردگی دارد. شانزر می‌گوید: مجنون بودن به این معنی است که برای یک دوره زمانی، معمولا 4-5 روز، فرد به شدت خوشحال یا زودرنج می‌شود. در این مدت، خواب کمی وجود دارد، و معمولا فرد گفتارهای تحت فشار از خود بروز می‌دهد.

علاوه بر آن، آن‌ها دارای ویژگی هستند که می‌تواند خطرناک باشد؛ فعالیت‌های هدایت شده توسط هدف. برای مثال، کسی که جنون را تجربه می‌کند، ممکن است تمام شب را بیدار مانده و خانه را تمیز کند. از جنون رفتارهایی حاصل می‌شود، که می‌تواند منجر به رفتارهای بسیار خطرناک، و یا حتی بستری شدن در بیمارستان شود.

نشانه‌های افسردگی شدید در متن اختلال دو قطبی شامل این موارد است:

  • از دست دادن علاقه مندی برای انجام هرگونه فعالیتی
  • داشتن احساس گناه، بدون هیچ دلیلی
  • مشکل در تمرکز کردن
  • ناتوانی در خوابیدن و حس خودکشی

 

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *